کوتاه ترین نی
صدایی بزن؛این طرح صدا در آسمان ها می ماند... و آه که جای پای تو روی صورتم می ماند... می بینی که دیگر حتی آسمان هم محبتش را از ما دریغ می کند... کاش می دانستی که این روزها آفتاب از پشت به من می تابد... عزیز روزهای بهاری من،لبخند کودکان نوید روزهای معطر و درخش نور آفتاب در شبنم صبحگاهی درختان بادام را می دهد... آه.آیا این صدای تو بود یا خواب آلوده رویای گلی در فضای معطر گمگشتگی..؟ ببین که بهار بوی سیب را، به قلب شاخه های مسین گندم می برد...
